زمخت – خشن برنامه نویسی application طراحی وب

زمخت – خشن: برنامه نویسی application طراحی وب استفاده مشاهده دانلود برنامه اندازی آموزشی طراحی افزار

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی نو اصولگرايي را قبول ندارم / دبيركل موتلفه

اصولگرايان در چند انتخابات اخير نتوانستند پيروز انتخابات باشند. حالا صورت ها و شخصيت هاي متفاوت اين جريان سياسي تلاش مي كنند تا بازسازي اين جناح را در دستور كار

نو اصولگرايي را قبول ندارم / دبيركل موتلفه

دبيركل موتلفه : نو اصولگرايي را قبول ندارم

عبارات مهم : اصولگرا

مي توان با اصلاح طلبان گفت وگو كرد

ما اصولگراي معتبريم در انتخابات شكست نخورديم اصولگرايي بايد آسيب شناسي شود

نو اصولگرايي را قبول ندارم / دبيركل موتلفه

اصولگرايان در چند انتخابات اخير نتوانستند پيروز انتخابات باشند. حالا صورت ها و شخصيت هاي متفاوت اين جريان سياسي تلاش مي كنند تا بازسازي اين جناح را در دستور كار قرار دهند. چه اينكه جبهه مردمي نيروهاي انقلاب اسلامي به عنوان تشكلي كه وحدت و شرکت يافتگي اين جناح را به عهده گرفت، تلاش مي كند به آسيب شناسي شكست در انتخابات ٩٦ بپردازد. از طرفي صورت اي چون محمدباقر قاليباف نيز بر لزوم تغييرات در جريان راست و نو اصولگرايي تاكيد مي كند. با اين حال بايد به اين پرسش پاسخ داد كه اين تغيير و بازسازي بايد واجد چه وي‍‍ژگي هايي باشد؟ آيا تغيير بايد در گفتمان باشد يا در عملكرد و شيوه سياست ورزي اصولگرايانه؟ محمدنبي حبيبي، دبيركل حزب موتلفه اسلامي خط قرمزي براي تغيير و تحولات در گفت وگو با «اعتماد» ترسيم مي كند و روي آن تاكيد دارد.

او اعتقاد است كه جريان اصولگرايي بايد ثبات خود را در اصول حفظ كند ولي در روش ها هر دو جريان اصلاح طلب و اصولگرا بايد دايما در حال تحول باشند. ثبات در اصول و انعطاف در سليقه ها را هر دو جريان سياسي كشور بايد هميشه مدنظر داشته باشند. با اين حال اين فعال سياسي اصولگرا بيان مي كند كه نتيجه انتخابات ٩٦ براي اصولگرايان نشان از رشد اين جناح دارد. او همچنين در بخش ديگري از سخنان خود اعلام مي كند كه موافق گفت وگو بر سر منافع ملي با اصلاح طلبان است

اصولگرايان در چند انتخابات اخير نتوانستند پيروز انتخابات باشند. حالا صورت ها و شخصيت هاي متفاوت اين جريان سياسي تلاش مي كنند تا بازسازي اين جناح را در دستور كار

تلقي شما از انتخابات سال ٩٦ و نتيجه آن چيست؟ آن را شكست مي دانيد يا يك گام رو به جلو؟

اگر انتخابات سال ٩٦ را با سال ٧٦ مقايسه آماري كنيم، مي بينيم كه در انتخابات دوم خرداد ٧٦ جريان اصولگرايي با ظرفيت كامل به ميدان مسابقه آمد و جريان اصلاح طلبي و مستقل ها هم با تمام قوا به ميدان آمدند. آن وقت ٢٦ درصد آرا را اصولگرايان توانستند به خودشان تخصیص داده شده است دهند. در انتخابات اخير اين جريان اصولگرا با تركيبي شبيه سال ٧٦ به ميدان آمدند ولی اين بار ٤٢ درصد آرا را گرفتند. از اين منظر من دو نتيجه مي گيرم. يكي اينكه در هر صورت اهميت انتخابات جرياني و به معنايي حزبي در كشور در حال رشد هست. دوم اينكه جريان اصولگرايي كه در ٧٦ حدود ٢٦ درصد داشت در سال ٩٦ اين رقم را به ٤٢ درصد رساند با توجه به اينكه در دور دوم رييس جمهور مستقر به ميدان آمده بود. بنابراين من نتيجه اين انتخابات را شكست نمي دانم و اعتقاد دارم يك رشدي هم اتفاق افتاده است.

اين رشد آرا را محصول يك فرآيند مي دانيد؟ در ادوار متفاوت انتخابات نوسان رايي را در اقبال مردم به جريان هاي سياسي شاهد بوديم. شما معتقديد اين شيب آراي جريان اصولگرايي در يك روند منطقي از ٢٦ درصد به ٤٢ درصد رسيده است؟

نتيجه آماري اين رشد همين عددي است كه به آن اشاره شد.

نو اصولگرايي را قبول ندارم / دبيركل موتلفه

با توجه به اين رشد آيا سياست ها و راهبردهاي جريان اصولگرا بايد استمرار داشته باشد يا نياز به تغييراتي دارد؟

در اصول جريان اصولگرايي بايد ثبات خود را حفظ كند ولي در روش ها هر دو جريان اصلاح طلب و اصولگرا بايد دايما در حال تحول باشند. ثبات در اصول و انعطاف در سليقه ها را هر دو جريان سياسي كشور بايد هميشه مدنظر داشته باشند.

آيا روش هايي كه بايد اصلاح پيدا كند با مكانيزمي به نام جمنا توانست تحقق پيدا كند؟ روشي كه مدنظر شماست آيا چنين شكل و شمايلي دارد؟

اصولگرايان در چند انتخابات اخير نتوانستند پيروز انتخابات باشند. حالا صورت ها و شخصيت هاي متفاوت اين جريان سياسي تلاش مي كنند تا بازسازي اين جناح را در دستور كار

در اين انتخابات اخير هم مجموعه فعاليت هاي جمنا تاثير قابل توجهي در نتيجه انتخابات داشت و هم آمدن شخص آقاي رييسي كه شايد برخي تشكل هاي اصولگرا به جمنا نپيوستند ولي وقتي رييسي آمد؛ همان ها نامزد معرفي نكردند. من احساسم اين است كه در اين انتخابات جمنا نقش قابل توجهي داشت. آقاي رييسي هم به دليل مقبوليتي كه در طيفي از اصولگرايان دارد در هماهنگ شدن قسمت قابل توجهي از اصولگرايان نقش خوبي را ايفا كرد.

جسته گريخته شنيده شد كه جريان اصولگرايي نياز به بازسازي و نوسازي دارد. اخيرا آقاي قاليباف در نامه اي صحبت از نو اصولگرايي كرد. نگاه شما به اين عنوان چيست؟ شما اشاره كرديد كه بايد در اصول ثبات داشته باشيم. آيا در اين صورت بازسازي جايگاهي پيدا مي كند؟

نو اصولگرايي را قبول ندارم / دبيركل موتلفه

اگر مقصود آقاي قاليباف از نواصولگرايي تغيير در اصول باشد، مطلقا آن را قبول ندارم ولی اگر منظورشان تحول در سليقه ها و روش ها باشد اين يك نياز دايمي است كه هر جريان سياسي به آن محتاج است.

نو اصولگرايي بايد واجد چه وي‍ژگي هايي باشد؟چطور بايد بتواند اقبال بيشتر كسب كند و به نهادهاي انتخابي با قدرت بيشتري باز گردد؟

من كلمه نواصولگرايي را نه به كار برده ام نه قبول دارم. اين اصطلاحي است كه آقاي قاليباف به كار برده هست. البته لابد تعريفي از اين عنوان دارند ولی من تحول در اصولگرايي را در اصول يك عنوان غيراصولگرايانه مي دانم ولی تحول در روش ها را مورد نیاز تلقي مي كنم.

تحول در روش ها بايد چگونه باشد؟

وقتي يك نشانه را در نظر مي گيريم ممكن است كه چند راه مدنظر قرار دهيم. در يك نشانه ثابت راه هاي رسيدن به نشانه مي تواند متفاوت باشد. لذا بايد بحث و بررسي به عمل بيايد كه بهترين، كوتاه ترين و مفيدترين راه براي رسيدن به نشانه چيست. الان نمي شود كليت را پاسخ داد ولی در هر موضوعي كه بحث اصلي از اصول اصولگرايي مطرح است بايد روش ها و سليقه هاي رسيدن به نشانه را متناسب با آن اصل بررسي كرد و بهترين راه را گزینش كرد.

شرايط امروز اصولگرايان چقدر به شرايط سال ٨٤ اصلاح طلبان شبيه است؟ آنها نيز در آن مقطع زماني شوراي شهر و رياست جمهوري را از دست داده بودند و مجلس ششم به مجلس هفتم تبديل شده است بود و عملا در نهادهاي انتخابي جايگاه ارزش را از دست دادند.

كاملا در همه ابعاد نمي توان شرايط اصولگرايان را با شرايط آن موقع اصلاح طلبان مقايسه كرد. الان مجلس دهم با مجلس قبلي كه مجلس نهم بود تفاوت هايي دارد و تعداد اصلاح طلباني كه وارد شده است اند قطعا افزايش يافته هست. اين را نمي توان انكار كرد. ولی اگر مجلس ششم را با هشتم مقايسه كنيم كه مي بينم در مجلس ششم غلبه كامل با اصلاح طلبان بود ولی در مجلس هشتم غلبه كامل با اصولگرايان بود. ولي در مورد انتخابات شوراي شهر درست هست. همان اتفاقي كه در انتخابات دوم شوراي شهر براي اصلاح طلبان و اصولگرايان به نفع اصولگرايان افتاد، اين بار نيز به نفع اصلاح طلبان افتاده هست. اين دو البته قابل مقايسه است.

علت آن را چگونه مي دانيد؟ كليت شرايط قابل مقايسه نيست؟

شرايط ما شبيه سال ٨٤ اصلاح طلبان نيست. مجلس شوراي اسلامي الان شرايطي دارد كه مجلس هفتم و ششم متفاوت از آن بودند كه تفاوت كنوني مجلس دهم با مجلس دوره قبل در آن حد نيست. در شوراي شهر ولی شرايط مشابه است.

علت آن را در عملكرد شوراي چهارم مي دانيد يا دلايل ديگري داشت؟

عملكرد شوراي چهارم بي تاثير نبود ولی بعد سياسي اي كه در انتخابات پنجم اثرگذار بود به بعد خدماتي و عملكردي آنها مي چربيد.

اينكه ليست اصلاح طلبان در پایتخت کشور عزیزمان ایران به طور كامل راي آورده هست، فكر مي كنيد استمرار داشته باشد يا مي توانيد زنجيره را قطع كنيد؟

اصولگرايان كه ما هم عضو آنها هستيم، بايد آسيب شناسي دقيق، كارشناسانه و بي طرفانه روي عملكرد خود انجام دهند. ما از ابتداي انقلاب تا به حال ملاحظه كرده ايم كه تفكرات سياسي در مواقعي غلبه كرده اند و بعد از آن شكست خورده اند و رقباي ارزش پيروز شده است اند. در يكي دو دوره بعد عكس آن اتفاق افتاده هست. اينكه بگوييم اتفاقي كه براي مجلس و شورا افتاد به همين شكل ادامه يابد اين را قبول ندارم اگر با دقت آسيب شناسي شود مي توانند اميدوار باشند كه در ادوار انتخاباتي بعدي پيروز شوند.

جريان اصولگرا نتيجه انتخابات را به لحاظ روحي پذيرفته و در ذات خود هضم كرده است؟

اصولگرايان علی رغم اصلاح طلبان يك امتحان نجيبانه اي را در انتخابات رياست جمهوري و مجلس دهم بعد دادند. در انتخابات سال ٨٨ اصلاح طلبان تفاوت ١٠ ميليون رايي را هضم نكردند. به تقلب و چيزهاي ديگر اشاره كردند. اصولگرايان وقتي رقيب ارزش پيروز شد حرفي از تقلب و تخلف مطرح نكردند.

البته صحبت از تخلف و تقلب كردند.

بگذاريد صحبت تمام شود. در انتخابات مجلس هم با اينكه يك نفر از اصولگرايان در پایتخت کشور عزیزمان ایران وارد مجلس نشد نظام و وزارت كشور و اصلاح طلبان را به تقلب متهم نكردند. اصلاح طلبان در دوره هاي متفاوت نشان داده اند كه هرگاه برنده مي شوند، مي گويند انتخابات خوب و سالمي بوده است و هر گاه شكست مي خورند عده اي از آنها شيپور تخلف و تقلب را مي نوازند.

مي پذيريد در جريان اين انتخابات رياست جمهوري، از قضا اصولگرايان نيز در باب تخلف و تقلب داد سخن راندند؟

نه. ما از اصولگرايان معتبر هستيم و در موتلفه سال ها كار كرده ايم. يك كلمه از تقلب نگفتيم. ممكن است تخلفاتي هم انجام شده است باشد ولی اينكه چون برنده انتخابات رياست جمهوري نشديم همه چيز را همچون اصلاح طلبان زير پرسش ببريم، نبوده و اين گناه را مرتكب نشديم.

چقدر نزديكي دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا را براي نيل به منافع ملي مورد نیاز مي دانيد؟ آيا پايه مشتركي براي اين امر وجود دارد؟

من اصلاح طلبي را كه نظام را قبول داشته و ولايت فقيه را پذيرفته باشد، به عنوان يك رقيب حضورشان را مورد نیاز مي بينم. بنابراين اينكه بگوييم اصلاح طلبان و اصولگرايان يكي شوند دليلي نمي بينم.

بحث يكي شدن نيست. اينكه گفت وگويي بر سر منافع ملي كشور شكل بگيرد را مورد نیاز مي دانيد؟

اصلاح طلبان داخل نظام اگر قانون اساسي را قبول داشته باشند و فصل الخطاب بودن ولايت فقيه را بپذيرند و در سلايق اداره كشور با اصولگرايان متفاوت باشند، مي توان با آنها گفت وگوهايي را شكل داد. اگر كسي به بهانه اصلاح طلبي با اصل نظام مشكل داشته باشد، من هيچ مذاكره اي بين اين دسته از اصلاح طلبان و اصولگرايان ضروري نمي بينم.

آيا حزب موتلفه حاضر است مبدع اين گفت وگوهاي دوطرفه باشد؟ خاطرتان است كه در گذشته نامه نگاري هايي بين مرحوم عسگراولادي و آقاي محمدرضا خاتمي، دبيركل حزب مشاركت شكل گرفت.

اين مساله اي را كه مي گوييد در چند سال اخير در موتلفه مورد بحث قرار نداديم. اگر زماني در شوراي مركزي اين بحث مطرح شود من از موافقين طرح اين پرسشها هستم ولی تاكيد مي كنم كه با آن دسته از اصلاح طلباني كه به بهانه اصلاح طلبي با اصل نظام مخالفت مي كردند؛ در فتنه ٨٨ بودند و قصد براندازي داشتند، بحثي نداريم ولی اين را هم قبول ندارم همه اصلاح طلبان وارد فتنه ٨٨ شدند. عده اي از اصلاح طلبان هستند كه رهبري و نظام را قبول دارند. اشتراك ما با آنها قابل توجه هست. مي توان با آنها مذاكراتي داشت.

اخبار سیاسی – اعتماد

واژه های کلیدی: اصولگرا | انتخابات | اصلاح طلب | اصلاح طلبان | انتخابات شورا | انتخابات مجلس | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz